سرویس سیاسی سراج24: عباس امیر انتظام، معاون نخستوزیر در دولت موقت مهدی بازرگان و از قدیمیترین زندانیان سیاسی پس از انقلاب بهشمار میرود که از تاریخ 28 آذر ماه 1358 در حبس به سر میبرد. وی تا قبل از محکومیتش سفیر ایران در اسکاندیناوی و سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان و نماینده ویژه رئیس دولت در مذاکره با کشورهای اتحاد جماهیر شوروی و امریکا بوده است.
*-زندگینامه
عباس روافیان معروف به عباس امیرانتظام، فرزند میرزا یعقوب رفوگر، در سال 1311 در تهران متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی یهودی خود که به فرقه ضاله بهائیت گرویده بودند، رشد و نمو یافت و در سال 1329در رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران پذیرفته شد.
عباس امیرانتظام، در دولت موقت مهدی بازرگان معاون نخستوزیر و تا قبل از محکومیتش سفیر ایران در اسکاندیناوی، سخنگوی دولت موقت و نماینده ویژه رئیس دولت در مذاکره با کشورهای اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا بود. وی متأهل و دارای سه فرزند میباشد.
*-تحصیلات
فوق لیسانس مهندسی برق و ماشین از دانشگاه تهران در سال 1334
اخذ گواهی بتون از پاریس 1342
فوق لیسانس سازه ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا در سال 1343 - 1345
*-فعالیتهای سیاسی و اجتماعی قبل از انقلاب
عباس امیر انتظام در سال 1327 (1948) ضمن تحصیل در دبیرستان دارالفنون جذب جنبش ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق شد.
او که در دانشکده فنی با مهندس بازرگان آشنا شده بود، سعی به نفوذ در نهضت آزادی میکند و برابر آنچه در خاطرات بازرگان آمده است؛ در کنار حسن نزیه، ابراهیم یزدی و مهدی بازرگان عضو کمیته دانشگاه تهران میگردد. امیرانتظام تا سال 1342 (1963) بازرگان را در فعالیت های سیاسی همراهی نموده و مجدداٌ از سال 1349 (1970) تا روز دستگیری در کنار وی به مبارزه پرداخت.
وی در سال 1332 همزمان با شهادت دانشجویان دانشکده فنی در 16 آذر و در جریان سفر نیکسون به ایران، نامه اعتراض نهضت مقاومت ملی ایران نسبت به کودتای 28 مرداد را از طریق کاتم، کارمند سفارت امریکا و عضو سیا، به مقامات امریکایی میرساند که به دستگیری بازرگان منجر میگردد. وی خود نیز از بیان این موضوع ابایی ندارد و میگوید: «در موقع دادن نامه، آقای ریچارد کاتم پیشنهاد کرد هرچند وقت یک بار من، او را ببینم و مطالبی را که دارم، به او بدهم.»
*-مسئولیتها
تأسیس و مدیریت چند ین شرکت فنی و عمرانی در ایران
مدیرعامل شرکت مهندسی مشاور تدبیر صنعت سال 1349 (1970)
مدیریت و اجرای دهها پروژهٌ فنی و عمرانی در شهرهای مختلف ایران تا سال 1357 (1979)
معاون نخست وزیر و سخن گوی دولت موقت بازرگان
نماینده ویژهٌ رئیس دولت موقت در مذاکرات با ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی 1358 (1979)
سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی از سال 1358 (1979) تا تاریخ بازداشت (28 آذر1358)
*-ارتباط امیرانتظام با آمریکاییها
ارتباط امیرانتظام با ریچارد کاتم، دیپلمات آمریکایی، تا سال 1342 ادامه مییابد اما به فاصله اندکی پس از خروج کاتم از ایران، قیام 15 خرداد رخ میدهد. او در همان سال به اداره ثبت احوال تهران مراجعه میکند و به طور رسمی شهادت میدهد که مسلمان شده است و نام خانوادگی خود را تغییر میدهد و به پاریس و سپس به شرق خلیج سانفرانسیسکو در آمریکا میرود و در دانشگاه برکلی فوق لیسانس مهندسی محاسبات ساختمان میگیرد.
امیرانتظام در سال 1349 شرکت مهندسی مشاور تدبیر صنعت را در خیابان فردوسی، تقاطع خیابان انقلاب اسلامی برای واردات وسایل سنگین از آمریکا ایجاد میکند و در پوشش تجارت به ارتباط با کاتم ادامه میدهد. ارتباط او با کاتم تا پیروزی انقلاب همچنان ادامه داشت.
در کتاب شماره 10 اسناد لانه جاسوسی آمده است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در دی ماه 1357، عباس امیرانتظام در پی ملاقاتی با ریچارد کاتم که تحت عنوان نماینده کمیته حقوق بشر آمریکا به ایران بازگشته بود، ابراز تمایل میکند که با سفارت آمریکا در تهران در تماس باشد و کاتم هم او را به آن تشویق میکند.
در 19 دی ماه 1357 امیرانتظام تحت عنوان عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی با استمپل، کارشناس سیاسی سفارت آمریکا ملاقات و درباره حوادث آن هنگام تبادل نظر کرده و از قول نهضت آزادی میگوید که با دولت بختیار مقابله و رقابت نخواهد شد. از امیرانتظام در این سند به عنوان منبع جدید نهضت آزادی که باید قویاً محفوظ بماند، یاد میشود.
افشای اسناد جاسوسی امیرانتظام
یک سال بعد عباس امیرانتظام که به جرم جاسوسی برای آمریکا و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت میشود با تأیید دیدار خود با استمپل در دادگاه، به دیداری نیز با رمزی کلارک، دادستان پیشین آمریکا در تهران در همان زمان اذعان مینماید. این گونه بود که دولت آمریکا پس از اطمینان از وجود عواملش در میان دولت آینده، تلاش کرد تا نقش آنها در دولت مهندس بازرگان پررنگتر گردد.
بنابر آنچه روزنامه بامداد در 29 آذر 1358 در ذیل خبر دستگیری امیرانتظام نوشت، اسناد متعددی یافت شد که در یکی از آنها سیا از کاردار آمریکا خواسته بود که به انتظام اطلاع دهد که ما حاضریم تبادل اطلاعات بعد از دهم سپتامبر انجام شود. پس از این تاریخ، نامهای مستعار او همچون «اس. دی پلاد(1)»، «ا س.د. آهستهرو.1» و «ادوارد» کشف میشود و طرفهای آمریکایی وی نیز افشا میگردند؛ افرادی همچون ریچارد کاتم، جرج کیو، جان استمپل و... که از مأموران رسمی سیا بودند و گاه نیز نامهای آشناتری همچون رمزی کلارک، دادستان پیشین آمریکا و ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا در ایران دیده میشود که در پوشش روابط دیپلماتیک اطلاعات را مبادله می کردند.
*-فعالیتهای پس از انقلاب
در 23 بهمن حکم سخنگویی دولت موقت و معاونت اداری نخست وزیر برای امیرانتظام صادر شد و او 4 ماه پس از دریافت این حکم به مأموریتی تازه رفت و با ترک دفتر نخست وزیر به عنوان سفیر کشورهای اسکاندیناوی روانه استکهلم شد.
تماس و اطلاعرسانیهای امیرانتظام با آمریکاییها در سوئد، بیش از پیش ادامه پیدا میکند. در یکی از اسناد لانه جاسوسی به نقل از طرف آمریکایی آمده است: امیرانتظام هنگامی که با این سؤال مواجه میشود که چرا برای خدمت در پست سفارت به سوئد میرود، چنین پاسخ میدهد: «این برای ما سادهتراست تا با یکدیگر در استکهلم صحبت کنیم!»
امیرانتظام چنان مورد علاقه آمریکاییها بوده است که هنگامی که به عنوان سفیر به سوئد فرستاده میشود، بروس لینگن - کاردار آمریکا در تهران - نامهای اداری - ولی غیررسمی - برای سفیر آمریکا در سوئد مینویسد و امیرانتظام را چنین توصیف میکند: «در اینجا خیلی زیاد محصور انقلاب است اما به سختی در روش و ظاهر، انقلابی به نظر میآید. او مدت قابل توجهی را در کشور ما گذرانده و ایالاتمتحده را بسیار خوب میشناسد و آنجا را دوست دارد. مطمئناً شما از او خوشتان خواهد آمد.» در ادامه، سفیر آمریکا در سوئد به برقراری ارتباط با امیرانتظام و کسب اطلاع از وی تشویق میشود.
ارتباط امیر انتظام با سازمان جاسوسی سیا
بر اساس آنچه در آذرماه سال 1358 ازعباس امیرانتظام در روزنامه کیهان - که در آن زمان در دست دوستانش قرار داشت- چاپ شد، وی درباره فعالیتهایش در سوئد میگوید: «پس از دو ماهی که به سوئد رفته بودم، از طریق سفارت امریکا اطلاع دادند که آقای استمپل از واشنگتن تقاضا کرده که برای مذاکره درباره مسائل فیمابین به سوئد بیاید... اطلاع دادم بیایید که آقای استمپل و شخص دیگری به نام ژرژگیو [همان جرج کیو] به سوئد آمدند... دومین بار در اواخر شهریور از سفارت امریکا در سوئد اطلاع دادند که آقای ژرژگیو میخواهند برای مذاکره درباره مسائلی به دیدن من بیایند... آقای ژرژگیو آمد و درباره آینده نفت و استفاده از وسایل حفاظتی جنوب و شمال صحبت کرد و همان سؤالهای عادی درباره عادیسازی روابط...»
جرج کیو با اسم مستعار «آدلسیک» بر اساس اسناد لانه جاسوسی، عباس امیرانتظام را از اوایلدهه 1960 میلادی (1340 هجری شمسی)، یعنی 17 سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، میشناخته و در آن زمان، سیا برای امیرانتظام از کد مستعار «اس. دی پلاد»، استفاده میکرده است و به منظور حفاظت از او، از ذکر نام اصلی وی خودداری میشده است. در اسناد به دست آمده، به جزئیات تماسهای دهه 1960 میلادی امیرانتظام با سیا اشارهای نمیشود، لیکن گویا ارتباط وی با جرج کیو مدتها قطع بود تا آن که در سال 57، امیرانتظام دوباره تماسهای خود را با وی از سر میگیرد و او از همان نام مستعار سابق برای ادامه ارتباطات بهره میگیرد.
بیتوجهی امیرانتظام به دستور امام
امیرانتظام در همین مصاحبه، به چندین دیدار دیگر نیز با افرادی که نام آنها را به خاطر ندارد، اشاره میکند. این ملاقاتها درست در زمانی انجام شده که امام تماس با آمریکائیان را منع کرده بودند. امام در پیامی به مسئولان دولتی درباره دیدار با آمریکائیان که برای عادیسازی روابط تلاش میکنند، تصریح کرده بودند: «تا زمانی که آمریکا، شاه را به ایران تحویل ندهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما برندارد، هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.»
*-اظهار برائت نهضت آزادی از امیرانتظام
امیر انتظام در 16 فروردین 58 در مصاحبه ای مطبوعاتی با اشاره به شایعات موجود درباره خود، هاشم صباغیان، ابراهیم یزدی، قطبزاده و ابوالحسن بنیصدر می گوید: «ما از زمانی که دانشآموز و در دبیرستان مشغول تحصیل بودیم، در ملی شدن نفت مبارزه کردیم و سهم داشتیم. بعد از حکومت دکتر مصدق در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضت آزادی به رهبری مهدی بازرگان همکاری داشتیم. ما کسانی نیستیم که امروز به هم رسیده باشیم.»
اما نهضت آزادی ایران در اطلاعیهای در شنبه 18 فروردین 1358، به این اظهارات واکنش نشان داده و تصریح کرد: «بدین وسیله به اطلاع عموم ملت ایران میرساند که آقای مهندس امیرانتظام تنها هنگام تأسیس نهضت آزادی ایران در سال 1340 به مدت 3 ماه با این حزب همکاری داشته است و از آن پس، چه در داخل و چه در خارج از کشور، هیچ گونه فعالیتی در نهضت آزادی ایران نداشته است و نهضت در برابر سخنان و نظرات و اعمال وی مسئولیتی ندارد.»
این اطلاعیه در حالی صادر شد که تا آن زمان، هنوز هیچ یک از مدارک جاسوسی او برای نیروهای انقلاب آشکار نشده بود و امیر انتظام همچنان از متحدان اصلی این جریان به حساب میآمد. شاید این امر به دلیل فعالیتهای امیر انتظام بود.
*-توطئه برای انحلال مجلس خبرگان
در تابستان سال 58، در حالی که تصویب اصول مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی، عرصه را بر نیروهای لیبرال تنگ کرده بود، برخی اعضای دولت موقت به محوریت امیرانتظام نامهای در جهت انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی تهیه کردند. قرار شده بود 15 نفر از وزرای دولت بازرگان آن را امضا کنند و به اطلاع امام برسانند و از ایشان بخواهند یا مجلس خبرگان را منحل سازد یا همه اعضای این مجلس استعفا دهند.
موضوع در هیأت دولت مطرح شد. برخی اعضای شورای انقلاب که در آن جلسه حضور داشتند، در برابر این طرح مقاومت کردند. بعدها امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانی های خود انگیزه اعضای دولت موقت را برای طرح انحلال مجلس خبرگان، این گونه شرح دادند: «در مجلس خبرگان به مجرد این که صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی اخیراً در همین دو سه روز پیش در یکی از مجالسشان این منحرفین گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل شود...»
آیت الله قدوسی، دادستان وقت کل انقلاب اسلامی، 9 تیر 1359 در یک مصاحبه مطبوعاتی که در محل زندان اوین برگزار شد در مورد پرونده عباس امیر انتظام که به اتهام جاسوسی در زندان به سر می برد گفت: «امیر انتظام در نامه های متعدد به مقامات کشور مدعی شده است که در صورت محاکمه آزاد خواهد شد و چون این آزادی برای نظام تبعات دارد محاکمه وی به تعویق می افتد!»
آیت الله قدوسی ادامه داد: «برای این که دروغ گویی امیر انتظام روشن شود مجبور هستیم برخی از اسناد را منتشر کنیم، مدرکی از امیر انتظام علیه نظام جمهوری اسلامی و برای انحلال مجلس خبرگان در دست است که حداقل 15 سال مجازات زندان دارد. بر اساس این سند امیر انتظام مذاکراتی را با هیئت دولت موقت ترتیب داده بود که به یک نتیجه نهایی جهت انحلال مجلس خبرگان بررسی قانون اساسی منتهی شود ولی از آنجا که این طرح منوط به تائید امام شده بود و امام نیز قطعا با آن موافقت نمی کردند این طرح موفق نشد.»
آیت الله قدوسی با قرائت نامه ای که امیر انتظام در آن روند کار را تشریح کرده بود اظهار داشت: «مردم ایران با دیدن و خواندن این نامه چطور قضاوت خواهند کرد، نامه به عنوان این نوشته شده که وی تصمیم گرفته و پیشنهاد داده است که مجلس خبرگان را منحل کند و حتی در این نامه که به خط خود امیر انتظام است تاکید شده است قرار گذاشته بودیم که پس از تصویب طرح آن را از طریق رادیو و تلویزیون انتشار دهیم و مردم و امام را در مقابل یک عمل انجام شده قرار دهیم ولی با تغییر این طرح و اضافه شدن شرط تائید امام همه کارها را خراب کرد.»
دادستان کل انقلاب افزود: «حتی در صورتی که همه اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی مدرکی علیه امیر انتظام محسوب نشود تنها این نامه می تواند وی را 15 سال راهی زندان کند. محاکمه امیر انتظام بعد از تقی شهرام و سعادتی برگزار خواهد شد.»
در حالیکه امیر انتظام مدعی شده بود 17 نفر از اعضای هیئت دولت طرح انحلال مجلس خبرگان را امضا کرده بودند، شهید رجایی، وزیر وقت آموزش و پرورش طی نامه ای این ادعا را مردود دانسته و مخالفت خود را با این طرح از افتخارات زمان وزارت خود دانست. در نامه شهید محمد علی رجایی آمده بود: «در یکی از روزهای جلسات هیئت دولت هنگامیکه وارد راهروی نخست وزیری شدم مرا به اطاق مهندس بازرگان دعوت کردند تا نامه ای را که راجع به انحلال مجلس خبرگان بود امضا کنم، با توجه به اهمیت موضوع از امضای این طرح خودداری کرده و در صورت جلسه تاریخ 17 مهر 58 نیر این موضوع منعکس است که بنده به عنوان اولین وزیر در مخالفت با طرح انحلال مجلس خبرگان صحبت کردم و این صحبت در نظر باقی وزرا نیز تاثیر گذاشت.» شهید رجایی تاکید کرد که جلسه هیئت دولت در آن روز با تشنج فراوان برگزار شد.
*-بازداشت و محاکمه
اشغال سفارت آمریکا با اعتراض و مخالفت دولت موقت بازرگان مواجه گردید و آنان یک روز بعد استعفای خود را به امام خمینی (ره) تقدیم کردند. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تأکید داشتند اسناد و مدارک زیادی دال بر ارتباطهای سری امیرانتظام با آمریکاییها در اختیار دارند. این ارتباط زمانی کشف شد که از انتظام بدون استفاده از اسامی رمز نام برده شده بود.
اندکی بعد از اشغال سفارت، عباس امیرانتظام در حالیکه در کشورهای اسکاندیناوی به عنوان سفیر ایران فعالیت میکرد، به تهران فراخوانده و به اتهام توطئه برای انحلال مجلس خبرگان، مخالفت با نظام ولایت فقیه، تلاش برای ایجاد اختلاف بین فلسطینیان و لیبیاییها با ایران، فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به آمریکائیان در 28 آذر 1358 دستگیر میشود.
جنجال آفرینی کیهان بعد از دستگیری امیر انتظام
با دستگیری امیرانتظام، دوستان این متهم، جنجال فراوانی میکنند و او را بیگناه میخوانند. روزنامه کیهان که در آن تاریخ به جریان فکری او نزدیک بوده است، پیشگام این صحنهگردانی میشود و با افراد مختلف به نفع امیرانتظام مصاحبه میگیرد. به عنوان نمونه در تاریخ 4 دی 1358، مصاحبهای با هاشمی رفسنجانی به چاپ میرسد که وی در آن میگوید: «من در این مورد حرفهای آقای بازرگان را تأیید میکنم و به نظر من ایشان جاسوس نیست.
کیهان با تیتر «وزیر کشور نظر بازرگان را درباره امیرانتظام تأیید کرد»؛ تلاش میکند از نفوذ هاشمی برای رهایی امیرانتظام بهره گیرد. با این حال، تلاشها به نتیجه نرسیده و امیرانتظام که انتظار چنین برخوردی را نداشته و گمان نمیکرده است، اسنادی علیه او کشف شده باشد، نامهای سرگشاده به رئیس جمهور وقت بنی صدر (دیگر رابط سیا) به تاریخ 3 تیر 1359 مینویسد و بدین وسیله از عدم اعمال نفوذ آمریکا برای استخلاص او توسط عواملش گله میکند:
«این روا باشد که من در بند سخت گه شما بر سبـزه گاهی بر درخـت
این چنین باشد وفای دوستــــان من در این بند و شما در بوستــان»
معرفی سه وکیل!
تیرماه سال 1359، عباس امیرانتظام طی نامه ای خطاب به آیت الله قدوسی، دادستان کل کشور از آیت الله مکارم شیرازی، شیخ علی تهرانی و گلزاده غفوری خواست که وکالت او را در جریان محاکمه اش قبول کنند. درخواستی که مورد اجابت هیچ یک از این افراد قرار نگرفت.
یک ماه بعد او دست به نامه نگاری به آیت الله خلخالی زد! امیرانتظام که به اتهام جاسوسی در زندان به سر می برد طی نامه ای خطاب به آیت الله خلخالی نوشت: «آن چه کرده ام به خاطر وظیفه شرعی و انسانی ام بوده است. اتهامات علیه من لکه ننگی است بر دامن دولت جمهوری اسلامی، آیا وجود ورق پاره هائیکه از طرف دشمنان خدا تهیه شده و هیچ محتوایی ندارد می شود کسی را متهم و محکوم کرد؟!»
وی همچنین عدم پذیرش وکالت خود از سوی برخی بزرگان از جمله آیت الله مکارم شیرازی را اینگونه تحلیل کرد که: «این افراد به دلیل وحشت از آلوده شدن دامنشان و به هم خوردن وضع موجود زندگیشان از جواب به درخواست من خودداری می کنند.»
محاکمه امیرانتظام در دادگاه ویژه انقلاب
روز 26 اسفند 1359، دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست آیتالله محمدی گیلانی تشکیل جلسه داد. مهندس بازرگان با انگیزه حمایت از امیرانتظام در این دادگاه حضور یافت و برخی دیگر از اعضای دولت موقت نیز در جلسات بعدی برای ادای توضیحات احضار شدند. امیرانتظام در دومین جلسه دادگاه بار دیگر خواستار وکیل شد و آیتالله مکارم شیرازی، گلزاده غفوری، شیخ علی تهرانی و احمد صدر حاج سید جوادی را به عنوان وکلای خود معرفی کرد که هیچ یک از این افراد وکالت وی را نپذیرفتند.
دفتر آیتالله مکارم شیرازی نیز از طرح چنین درخواستی ابراز تعجب نمود و آن را ناشی از عدم شناخت امیرانتظام از ایشان توصیف کرد. سرانجام حمید صادق نوبری به عنوان وکیل متهم تعیین شد. دادگاه امیرانتظام از معدود دادگاههایی است که متن کامل آن را روزنامههای آن زمان علیالخصوص کیهان و میزان به چاپ رساندند.
پس از محاکمه این متهم که مجموعاً 15 جلسه به طول انجامید و پس از احضار شهود از سوی متهم و دادستان و ارائه دفاعیات، دادگاه وی را در 20 خردادماه 1360 به جرم انجام ملاقاتها و تماسهای سری، ارائه اطلاعات و آگاهی به دشمنان انقلاب درباره مسائل و اطلاعات داخلی، فراری دادن سران فاسد رژیم شاه و مأموران سیاسی سفارت رژیم شاه در اسرائیل و... به حبس ابد محکوم کرد.
محاکمه عباس امیرانتظام یکی از جنجالیترین دادگاههای پس از انقلاب بودهاست. وی از اولین زندانیان سیاسی محبوس در اوین پس از انقلاب بود و از منابع گزارش گالیندوپل (نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد) در سال 70 پیرامون وضعیت حقوق بشر در زندانهای ایران بودهاست.
مسئله جاسوسی امیرانتظام آن قدر واضح بود که عزتالله سحابی در اظهاراتی که در روزنامه کیهان در تاریخ 9 تیر 1359 منعکس شد، اظهار داشت: «اگر خود من بخواهم برای ایشان [امیرانتظام] کیفرخواست بنویسم، اتهام اصلی ایشان را اقدام علیه امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهم نوشت و حداقل برای ایشان 15 سال حبس تقاضا میکنم.»
*-تلاش بازرگان برای نجات امیرانتظام
بعد از اینکه عباس امیرانتظام پس از 454 روز بازداشت در سلول انفرادی، در دادگاه ویژه انقلاب به اعدام محکوم شد، این حکم با تلاش مهدی بازرگان به حبس ابد تقلیل یافت. وی در سالهای بعد دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکرد. او در تمامی این سالها خواستار برگزاری دادگاه تجدید نظر و اعاده حیثیت خویش بود.
در جریان محاکمه وی، شیخ علی تهرانی با انتشار نامهای خطاب به بنی صدر - رییس جمهور وقت - در 15 فروردین 60 خواستار مداخله وی در دادگاه امیر انتظام شده بود. در خلال دستگیری و محاکمه امیرانتظام، احزاب و گروههای چپ برای نشان دادن چهره واقعی وی و دولت موقت، اقدام به انتشار مقالات و بیانیه های با محوریت تمرکز بر مسئله جاسوسی امیرانتظام کردند.
عباس امیرانتظام در کتاب خاطرات خود میگوید: «در این حال اختلاف شدیدی نیز بین بنی صدر، رییس جمهور وقت و شورای انقلاب بروز کرده بود و تصمیم گرفته شد که مرا در روز 26 اسفند محاکمه و در روز 29 اسفند اعدام کنند اما یک روز قبل از شروع دادگاه بنا به پیشنهاد مرحوم مهدی بازرگان که پس از استعفا از نخست وزیری، نماینده مجلس در دوره اول و نیز عضو شورای انقلاب بود، قرار شد که برای حل اختلافات بین رییس جمهور و شورای انقلاب یک کمیسیون سه نفری با عضویت دکتر بهشتی، آیتالله اشراقی و حجت الاسلام محمد یزدی تشکیل شود.»
آرزوی ناکام بازرگان
طبق گفتههای فرشته بازرگان، دختر مهدی بازرگان، تنها دغدغه مهدی بازرگان تا واپسین روزهای عمرش مساله زندانی بودن امیرانتظام بودهاست که مهدی بازرگان را رنج میدادهاست و مساله آزادی امیرانتظام را، به عنوان آرزویی ناکام یاد میکردهاست.
*-امیرانتضام و تلاش برای رد اتهام جاسوسی
امیر عباس انتظام در مصاحبه با روزنامه جامعه (توسط ابراهیم نبوی) که 7، 8 و 9 اردیبهشت 77 منتشر شد درباره اتهام جاسوسی برای آمریکا میگوید:
«در نوزده سال (از سال 1358 تا سال 1377) گذشته منتظر چنین فرصتی بودم که این سؤال در داخل کشور از من پرسیده شود و من بتوانم مسائل را به اطلاع هموطنانم برسانم. شما اطلاع دارید که در دولت موقت من معاون نخست وزیر، سخنگوی دولت و مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانهها در داخل کشور بودم، از جمله آمریکا؛ و ما با آمریکا بیشترین قراردادها را داشتیم، چیزی حدود 1200 قرارداد؛ بنابراین مراجعهٔ آنها برای ارتباط با دولت بیشتر با نخست وزیری انجام شد. چه آقای سولیوان به طور شخصی و یا کاردار ایشان و یا از طریق مکاتباتی که با ما صورت میگرفت. بنابراین ملاقاتها به صورت روزانه یا چند بار در هفته انجام میشد.
ملاقاتها کاملاً رسمی و در دفتر نخست وزیری انجام میگرفت و معمولاً در حضور عدهای از همکاران من که در قسمت سیاسی کار میکردند؛ در دفتر خودم اتفاق میافتاد. نامههایی را که نمایندگیهای دولتهای خارجی در ایران به نخست وزیری مینوشتند، من مطالعه میکردم و نتیجه را به مهندس بازرگان، نخست وزیر، اطلاع میدادم. این مسئولیت را آقای بازرگان به من داده بودند. ما با همهٔ سفارتخانهها مکاتبه میکردیم و جواب نامههای آنها را میدادیم. از جمله سفارت آمریکا. بعدها وقتی در آبان 1358 سفارت آمریکا اشغال شد و اسمش را گذاشتند جاسوس خانه، تمام مکاتباتی را که از آنجا به دست آوردند، به عنوان اسناد لانهٔ جاسوسی تلقی کردند، در حالی که این اسناد مکاتباتی رسمی و قانونی است که بین دولت آمریکا و دولت ایران انجام شده و بخشی از آنها را من از طرف نخست وزیر امضاء کردم، اما آنهایی که سفارت را اشغال کردند، این نامهها را به عنوان اسناد جاسوسی علیه دولت وقت و شخص من مورد استفاده قرار دادند. مطلقاً چیز دیگری نبود، مطلقاً.
قبل از انقلاب من در کنار آقای مهندس بازرگان بودم و به عنوان مترجم ایشان در ملاقات با آقای سولیوان یا سفیر آلمان یا سایر سفرایی که با ایشان ملاقات میکردند حاضر میشدم. این ملاقاتها در دفتر من انجام میشد، خود آقای بازرگان هم بودند. گاهی آقای سولیوان بودند، گاهی آقای استمپل در آن جلسات حاضر میشدند و من هم کار خودم را به عنوان مترجم انجام میدادم. ملاقات دیگری انجام شد که در آن ملاقات آیتالله اردبیلی، آقای بازرگان، آقای سولیوان، آقای استمپل و من بودیم. این ملاقات در منزل آقای دکتر بیژن سحابی انجام شد.
منظورم این است که ما در تماس با دولتهای خارجی مثل دولت آلمان، روسیه یا آمریکا دیدگاههای آنها را در مییافتیم، این ملاقاتها بین مهندس بازرگان با سفرای این کشورها اتفاق میافتاد و من به عنوان مترجم در این ملاقاتها حضور داشتم.»
آنچه بدیهی است، در همان دولت، وزارتخانهای به نام وزارت خارجه هم وجود داشته است و اتفاقاً وظیفه این وزارتخانه، مذاکره و مکاتبه با سفارتخانهها در داخل و مسئولان دولتها در خارج است! یکی از مسائل حائز اهمیت نیز همین است که با وجود این وزارتخانه، چرا امیرانتظام بایستی این حجم از گفتوگو و ملاقات و مراوده با مقامات آمریکایی را داشته باشد تا حدی که وقتی هم به عنوان سفیر به سوئد اعزام میشود، اشتغالات وی با مسئولان آمریکایی بیش از سوئدیهاست.
*-انتشار کتاب خاطرات آنسوی اتهام
وی در شهریور 81 کتاب خاطرات خود را با عنوان «آنسوی اتهام» توسط نشر نی منتشر کرد. کتاب در دو جلد منتشر شده و در مجموع 680 صفحه دارد. اما بیشتر این صفحات به ضمایم و گزارش محاکمه اختصاص دارد. آنچه به خاطرات امیرانتظام مربوط میشود همان 175 صفحه اول کتاب است که از 17 شهریور 1357 آغاز و به زمان محاکمه اش ختم میشود.
*-جبهه ملی ایران
امیر انتظام در سال 1382 از سوی اعضای شرکت کننده در پلنوم اللهیار صالح، به سمت عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی ایران پذیرفته شد. در جلسه اعضای شورای مرکزی برای تعیین هیات رهبری عباس امیر انتظام به همراه ادیب برومند، پرویز ورجاوند، تیمسار ناصر فربد، نظام الدین موحد به سمت عضو هیات رهبری برگزیده شد. در سالهای بعد وی به دنبال مشکلات پیش آمده بر اثر بیماری فعالیتهای خود را در جبهه ملی ایران محدود کرده و به عنوان مشاور هیات رهبری در جلسات حضور مییابند.
*-حمایت از فتنه(جنبش سبز ایران)
عباس امیر انتظام پس از سی امین سالگرد زندانی شدن خود، در پیامی که خطاب به مردم در سایت شخصی خود منتشر کرده حمایت خود را از جنبش سبز اعلام نمود.
*-اخذ جوایز بین المللی
«برونو کرایسکی»، جایزه بین المللی حقوق بشر در سال 1375 برابر با 1997م
«کرانسکی»، جایزه بین المللی شهامت اخلاقی در سال 1383 برابر با 2004 م
*-تألیفات
آن سوی اتهام - جلد نخست - خاطرات عباس امیر انتظام
آن سوی اتهام - جلد دوم - محاکمه و دفاعیات عباس امیر انتظام در دادگاه انقلاب
ناگفته های انقلاب 57 - گفتگوهای روزبه میرابراهیمی با عباس امیرانتظام



